تبلیغات
عشق فقط گل رز - چند مطلب خودمانی

چند مطلب خودمانی

سه شنبه 22 مهر 1393 09:57 ب.ظنویسنده : فردین محمدی

 
   قسمت اول
مطمئنا هر شغلی خاطرات منحصر به خود را دارد.خاطرات جامعه پزشکان،خاطرات رانندگان،کارمندان،ورزشکاران و ...
و در این بین دوران تدریس هم خاطرات زیادی به همراه دارد.یکی از اون ها خاطره ای بود که امروز برای من رقم خورد.سر کلاس پیش دانشگاهی تجربی بودم و می خواستم تدریس درس جدید رو شروع کنم که مدیر مدرسه در زد و گفت از اداره تماس گرفتن و گفتن دانش آموزا رو بفرستید سالن 17 شهریور برای مراسم جشن دانش آموزای برتر.
   خلاصه کلاسمون بدون اینکه درس بدیم تعطیل شد کلاس پیش ریاضی و انسانی هم تعطیل شد.دبیر ریاضی ها آقای افشاری بود.در دفتر مدرسه با هم صحبت می کردیم و می گفتیم الان دانش آموزا این جور مواقع خیلی خوشحال میشن.در صورتی که نمی دونن این جور تعطیلی های پی در پی باعث میشه ما مجبور بشیم مطالب کتاب رو خیلی خلاصه و ناقص بگیم و در نهایت ضررش متوجه خود دانش آموز بشه.
  البته ما خودمون هم که دانش آموز بودیم از این جور تعطیلی ها واقعا لذت می بردیم دانش آموزای الانم تقصیری ندارن.اونا که نباید به فکر کتاب و تدریس اون باشن.اونا تو اوج دوران نوجوونی خودشون هستند و شاید آخرین سال شیرین ترین دوران زندگیشون رو می گذرونند.
ولی واقعا باید تاسف خورد به حال بعضی مسئولان که خودشون از بطن آموزش و پرورش هستند ولی وقتی به منصبی می رسند تمام تجربیات قبلیشون رو فدای یک سری ملاحظات می کنند.
  ولی خب بگذریم...

قسمت دوم
امروز یک کلاس دوم ریاضی هم داشتم.کلاسی که امسال برای اولین سال گرفتمش.دانش آموزای جالبی داره.سوالات علمی جالبی از شرق و غرب علم میپرسن.البته من از اون دست دبیرا نیستم که اجازه سوال پرسیدن به دانش آموزا ندم.تا آخر زنگ هم سوال در ذهن دانش آموزا باقی مونده باشه اگه بپرسن سعی می کنم جواب بدم.
   از شیوه تدریس سنتی اصلا خوشم نمیاد.هر چند خودم خیلی وقتا به دلیل یک سری موارد مجبور به استفاده از روش سنتی میشم.ولی ایده ال من برگزاری جلسات تدریس مدرن است که دانش آموز بتواند در کنار کتاب درسی و به موازات اون یک سری کارهای علمی و پژوهشی جذاب رو با راهنمایی معلم انجام بده.هر چند بعضی از دبیرا استفاده از دیتا شو و چند فایل پاور پوینت رو دیگه اوج مدرن بودن خودشون می دونند.
   البته میگم تا به حال نتونستم به این ایده ال خودم نزدیک بشم.

قسمت سوم
امسال تصمیم گرفتم به چند تا از کلاسای خودم کتابی معرفی کنم که در کنار کتاب درسی شون تهیه کنند و در طول سال از اون کتاب هم استفاده کنیم.از یکی دوتا از دبیرا نظر خواهی کردم.میگفتن بعضی از بچه ها وضع مالی خوبی ندارن و نباید هزینه اضافی رو دستشون گذاشت.ولی خب من موافق نبودم.دانش آموزا هر چقدر هم که مشکل داشته باشن می تونند برای آموزش خودشون در حد یک کتاب هزینه کنند.چون معتقد بودم در نهایت سود استفاده از اون کتاب در آینده عاید خود دانش آموزا میشه و از هزینه هایی که بعدها دانش آموز مجبور میشه بکنه جلوگیری میشه.
خلاصه چند تا از کلاسام رو ملزم به خرید اون کتاب کردم.و نتیجه هم مثبت شد و مورد استقبال دانش آموزا هم واقع شد.
گاهی وقتا یک سری ملاحظات بی مورد جلوی یک سری پیشرفت ها رو میگیره...
فعلا همین قدر بسه تا بعد...


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مهر 1393 10:36 ب.ظ

 
چهارشنبه 3 دی 1393 02:42 ب.ظ
ممنون که بهم سرزدی . اسم فارسیم فرشته هستا عزیزم . البته میدونم که میدونی .
وحید مرادی
خواهش میکنم فرشته جان میگم میشه با هم در ارتباط باشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.